سایت ویژه مسلمانان

به وبلاگ سایت ویژه مسلمانان خوش آمديد

عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
فهرست مطالب وبلاگ
پروفایل
موضوعات
اضافات

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

به نظر شما آیا در آینده ای نچندان دور در اروپا و آمریکا بیداری اسلامی رخ می دهد؟

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 67
بازدید دیروز : 91
بازدید هفته : 381
بازدید ماه : 1791
بازدید کل : 20142
تعداد مطالب : 88
تعداد نظرات : 63
تعداد آنلاین : 2

آخرین مطالب
طراح قالب

Template By: NazTarin.Com

تبلیغات

برترین آیین الهی و تنها دین مورد قبول در آخرت اسلام است

اسلام

هر كس غير از اسلام آيينى براى خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است" (وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ) آل عمران آیه 85.جمله" يبتغ" از ماده" ابتغاء" به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شايسته و هم ناشايسته به كار مى‏رود و در هر مورد تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.به اين ترتيب از مفهوم عام اسلام به عنوان يك اصل كلى كه همان تسليم در مقابل حق است به مفهوم خاص آن يعنى آيين اسلام منتقل مى‏شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى‏گويد: امروز جز آيين اسلام از هيچ كس پذيرفته نيست و درعين احترام به همه اديان الهى برنامه امروز، اسلام است. همانگونه كه دانشجويان دوره دكترا در عين احترام به تمام دروسى كه در مقاطع مختلف تحصيلى مانند ابتدايى، راهنمايى و دبيرستان و دوره ليسانس خوانده‏اند تنها درسى را كه بايد دنبال كنند همان دروس سطح بالاى مقطع نهايى خودشان است و پرداختن به غير از آن جز زيان و خسران چيزى نخواهد داشت و آنها كه با تقليد نابجا و تعصب جاهلى و مسائل نژادى و خرافات خود ساخته پشت به اين آيين كنند بدون شك گرفتار زيان و خسران خواهند شد و جز تاسف و ندامت از سرمايه‏هاى عمر و حيات كه بر باد داده‏اند نتيجه‏اى نخواهند گرفت.

جمعى از مفسران گفته‏اند كه اين آيه در باره دوازده نفر از منافقان نازل شده كه اظهار ايمان كرده بودند و سپس مرتد شدند و از مدينه به مكه بازگشتند آيه نازل شد و به آنها اعلام كرد كه هر كس جز اسلام را بپذيرد زيانكار است در حديثى از پيامبر ص مى‏خوانيم كه فرمود: روز قيامت اعمال را يك به يك (در دادگاه الهى) مى‏آورند هر كدام خود را معرفى مى‏كند يكى مى‏گويد من نمازم، ديگرى مى‏گويد من روزه‏ام و ... و سپس اسلام را مى‏آورند و مى‏گويد: پروردگارا! تو سلامى و من اسلام، خداوند مى‏فرمايد: ... امروز به واسطه (مخالفت با) تو مؤاخذه مى‏كنم و به تو پاداش مى‏دهم. خداوند در كتابش مى‏فرمايد: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ (1)

همچنین از وصف بهشت و بهشتیان در آیات قرآن ميتوان‌ به‌ خوبي‌ دريافت‌ كه‌ در آخرت سِلم‌ و مسالمت‌ و إسلام و تسليم‌ حكمفرماست‌، انكار و جُحود و استكبار در آنجا نيست‌، و كسي‌ كه‌ بدين‌ رذائل‌ متّصف‌ باشد بدانجا راه‌ ندارد. و دين‌ اسلام‌ كه‌ دين‌ تسليم‌ و سلامت‌ است‌ فقط‌ پذيرفته‌ است‌، و آنانكه‌ غير از اين‌ دين‌، ديني‌ براي‌ خود چه‌ آسماني‌ و چه‌ من‌درآوردي‌ اتّخاذ كنند، و يا صاحب‌ مذهب‌ و مكتبي‌ غير از اسلام‌ باشند، از آنان‌ قبول‌ نخواهد شد. ِانَّ الدِّينَ عِندَ اللَهِ الاْءسْلَـ'مُ. (آیه 19 سوره آل عمران) بدرستيكه‌ حقّاً دين‌ در نزد خداوند فقط‌ دين‌ اسلام‌ است‌.»

اختيار دين‌ و آئين‌، بطور دل‌ بخواه‌ نيست‌، و كسي‌ نمي‌تواند در اين‌ زمان‌ يهودي‌ و يا نصراني‌ گردد؛ دين‌ اسلام‌ ناسخ‌ اديان‌ است‌، و بر همه‌ واجب‌ است‌ كه‌ اين‌ دين‌ را كه‌ أكمل‌ و اتمّ شرايع‌ است‌ بپذيرند، و گرنه‌ زيانكار مي‌باشند. گذشته‌ از آنكه‌ دين‌ حضرت‌ موسي‌ و حضرت‌ عيسي‌ ـ علي‌ نبيّنا و آله‌ و عليهما السّلام‌ ـ بعد از زمان‌ آنها دستخوش‌ تصرّفات‌ و آراء و اهواء نفسانيّة‌ زمامداران‌ شده‌ و تورات و انجيل تحريف‌ گرديده‌ است‌. اصولاً بعد از اسلام‌ كه‌ متمّم‌ شرايع‌ و صراط‌ مستقيم‌ بسوي‌ خداست‌، و يگانه‌ خطّ مشي‌ بسوي‌ حقيقت‌، و قوي‌ترين‌ دستورات‌ براي‌ به‌ فعليّت‌ رسانيدن‌ كمالات‌ و استعدادهاي‌ بشري‌ را دارد، و براي‌ توحيد و عرفان‌ حضرت‌ احديّت‌ برنامة‌ اعلا را آورده‌ است‌؛ ديگر به‌ دنبال‌ راه‌هاي‌ ضعيف‌ و نارسا رفتن‌ غلط‌ است‌. و بنابراين‌ انسان‌ها بطور ناقص‌ از دنيا ميروند، و تمام‌ مراتب‌ استعداد وجودي‌ خود را به‌ فعليّت‌ نميرسانند، و تمام‌ راه‌ را بسوي‌ توحيد نمي‌توانند طي‌ كنند، و در اين‌ صورت‌ حتماً خاسر و زيانكار خواهند بود؛ خسران‌ و زياني‌ كه‌ ناشي‌ از نقصان‌ و امور عدمي‌ است‌. و در آخرت‌ كه‌ محلّ تجلّيات‌ نفس‌ و بروز و ظهور عالم‌ توحيد است‌، شكسته‌ و ناقص‌، و پژمرده‌ و افسرده‌ مي‌باشند، گرچه‌ به‌ دستورات‌ ديني‌ خود به‌ نحو اكمل‌ رفتار كرده‌ باشند.

معانی صحیح آیه لا اکراه فی الدین و بنابراين‌، از آية‌: اَ´ إِكْرَاهَ فِي‌ الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ. (آیه 256 سوره بقره . هيچ‌ اكراهي‌ در دين‌ نيست‌، زيرا به‌ تحقيق‌ راه‌ رشد از راه‌ گمراهي‌، روشن‌ و جدا شده‌ است.» نمي‌توان‌ استفاده‌ كرد كه‌ مردم‌ در انتخاب‌ دين‌ و مذهب‌ مختارند. زيرا اين‌ آيه‌ در مقام‌ بيان‌ اين است كه‌ بگويد: دين‌ و عقيدة‌ قلبي‌ يك‌ امر وجداني‌ است‌، و در آن‌ نمي‌توان‌ كسي‌ را مجبور كرد و اضطراراً به‌ ديني‌ در آورد. و بعد از آنكه‌ رشد و سعادت‌ از غيّ و گمراهي‌ شناخته‌ شد، خود مردم‌ بايد به‌ دنبال‌ رشد و كمال‌ بروند؛ امّا اينكه‌ مردم‌ در انتخاب‌ و اختيار دين‌ مختارند، چنين‌ نيست‌. مردم‌ از نقطة‌ نظر ظاهر و احكام‌ اجتماعي‌ و دستورات‌ اخلاقي‌ حتماً بايد دين‌ اسلام‌ را بپذيرند، و خود اين‌ پذيرش‌ رفته‌ رفته‌ دلهاي‌ آنها را هم‌ به‌ قبول‌ كمالات‌ معنوي‌ اين‌ دين‌ مي‌كشاند. خلاصه‌ و محصّل‌ مطلب‌ آنكه‌: اين‌ آيه‌ در مقام‌ بيان‌ حكايت‌ از حالات‌ قلبي‌ مردم‌ است‌ نه‌ در مقام‌ انشاء و اعطاء اختيار در عالم‌ ظاهر؛ و شاهد بر اين‌ مطلب‌ آنكه‌: علاوه‌ بر دو آيه‌اي‌ كه‌ أخيراً ذكر شد آياتي‌ ديگر در قرآن‌ كريم‌ داريم‌ كه‌ دلالت‌ دارند بر آنكه‌ فقط‌ دين‌ اسلام‌ در نزد خداوند مورد قبول‌ است‌، و هيچ‌ دين‌ و آئين‌ ديگري‌ پذيرفته‌ نيست‌.

مانند آيات‌ سورة‌ زخرف: يَـ'عِبَادِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لاَ´ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ * الَّذِينَ ءَامَنُوا بِـَايَـ'تِنَا وَ كَانُوا مُسْلِمِينَ * ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَ أَزْوَ ' جُكُمْ تُحْبَرُونَ * يُطَافُ عَلَيْهِم‌ بِصِحَافٍ مِن‌ ذَهَبٍ وَ أَكْوَابٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الاْنفُسُ وَ تَلَذُّ الاْعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَـ'لِدُونَ * وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي‌´ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ * لَكُمْ فِيهَا فَـ'كِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ. (آیه 68 تا 73 سوره زخرف) اي‌ بندگان‌ من‌! در امروز هيچ‌ ترسي‌ و هيچ‌ غصّه‌اي‌ براي‌ شما نيست‌. آنانكه‌ به‌ آيات‌ من‌ ايمان‌ آوردند، و مسلمان‌ بودند. داخل‌شويد در بهشت‌، شما با جفت‌هايتان‌ شادكام‌ و مسرور باشيد. و براي‌ آنان‌ به‌ كاسه‌هائي‌ از طلا، و به‌ كوزه‌هائي‌، دور زنند و بگردانند. و در آن‌ بهشت‌ها از هر چيزي‌ كه‌ نفوس‌ بخواهند و اشتهاكنند، و ديدگانشان‌ از آن‌ لذّت‌ برد موجود است‌، و شما در اين‌ بهشت‌ها جاودانه‌ مي‌مانيد! و اينست‌ آن‌ بهشتي‌ كه‌ در پاداش‌ أعمالي‌ كه‌ در دنيا انجام‌ داده‌ايد، اينك‌ به‌ عنوان‌ وراثت‌ به‌ شما رسيده‌ است‌! از براي‌ شما در آن‌ بهشت‌ها ميوه‌هاي‌ بسياري‌ است‌ كه‌ از آنها ميخوريد!»

كلمة‌ اسلام‌ در اين‌ آيه‌ و در دو آية‌ قبل‌، خصوص‌ اسلام‌ مصطلح‌ است‌، نه‌ معناي‌ تسليم‌ واقعي‌. و اين‌ معناي‌ اسلام‌ در اصطلاح‌ قرآن‌ است‌؛ همچنانكه‌ ايمان‌، به‌ معناي‌ خصوص‌ ايمان‌ به‌ خدا و به‌ رسول‌ الله‌ است‌، نه‌ مطلق‌ ايمان‌. بهشت محل «مسلمان» و «مومن» و بنابراين‌، تمام‌ آيات‌ بسياري‌ كه‌ در قرآن‌ مجيد است‌، و بهشت‌ را از آنِ ايمان‌ آورندگان‌ و أعمال‌ نيكو بجا آورندگان‌ ميداند، مانند آية‌ سورة‌ بقره‌: وَالَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـ'لِحَـ'تِ أُولَـئِكَ أَصْحَـ'بُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَـ'لِدُونَ. (آیه 82بقره بدرستيكه‌ آنانكه‌ ايمان‌ آورده‌اند، و اعمال‌ صالحه‌ انجام‌ داده‌اند، ايشانند فقط‌ اهل‌ بهشت‌ كه‌ در آن‌ جاودانه‌ زيست‌ مي‌كنند.» و مانند آية‌ سورة‌ مؤمن‌: وَ مَنْ عَمِلَ صَـ'لِحًا مِن‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَي‌' وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَـ'´نءِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ. (قسمتی از آیه 40) و كسيكه‌ عمل‌ نيكو بجاي‌ آرد، خواه‌ مرد باشد و خواه‌ زن‌، و او مؤمن‌ باشد؛ پس‌ اين‌ جماعت‌ داخل‌ بهشت‌ مي‌شوند، و در آنجا بدون‌ حساب‌ روزي‌ ميخورند.» تمام‌ اين‌ آيات‌ با كثرت‌ آنها، راجع‌ به‌ خصوص‌ مسلمانان‌ و مؤمنان‌ است‌. چون‌ متبادر از لفظ‌ «مؤمن‌» در عرف‌ اسلام‌ و مسلمين‌ صدر اسلام‌، خصوص‌ ايمان‌ آورندگان‌ به‌ رسول‌ الله‌ و به‌ قرآن‌ كريم‌ است‌. و همچنانكه‌ در سورة‌ محمّد صلّي‌ الله‌ وآله‌ وسلّم‌ فرمايد: وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـ'لِحَـ'تِ وَ ءَامَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَي‌' مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِن‌ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّـَاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بَالَهُمْ. (آیه 2) و كسانيكه‌ ايمان‌ آوردند (ايمان‌ به‌ خداوند) و اعمال‌ صالحه‌ انجام‌ دادند، و ايمان‌ آوردند به‌ آنچه‌ بر محمّد نازل‌ شده‌ است‌، و آن‌ حقّ است‌ از جانب‌ پروردگارشان‌؛ خداوند گناهانشان‌ را مي‌آمرزد، و دل‌ آنها را براي‌ توحيد و عرفان‌ خود اصلاح‌ ميگرداند.»

و نيز مانند آياتي‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ را دعوت‌ به‌ إسلام‌ و ايمان‌ به‌ رسول‌ الله‌ و قرآن‌ ميكند، مانند آية‌ سورة‌ آل‌ عمران‌: وَ لَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْكِتَـ'بِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ. (قسمتی از آیه 110) و اگر اهل‌ كتاب‌ ايمان‌ بياورند، براي‌ آنها پسنديده‌ و نيكو است‌، و آنست‌ مورد اختيار.» و مانند آية‌ سورة‌ مائده‌: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَـ'بِ ءَامَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّـَاتِهِمْ وَ لاَدْخَلْنَـ'هُمْ جَنَّـ'تِ النَّعِيمِ. (آیه 65 و اگر هر آينه‌ اهل‌ كتاب‌ ايمان‌ بياورند و تقوي‌ پيشه‌ سازند، ما حتماً از گناهانشان‌ در ميگذريم‌ و آنان‌ را در بهشت‌هاي‌ نعيم‌ وارد مي‌سازيم‌.» و واضح‌ است‌ كه‌ اگر پذيرش‌ دين‌ حضرت‌ موسي‌ و حضرت‌ عيسي كافي‌ بود، ديگر معني‌ نداشت‌ خداوند اهل‌ كتاب‌ را امر به‌ پذيرش‌ اسلام‌ و ايمان‌ بِمَا نُزِّلَ عَلَي‌' مُحَمَّدٍ بنمايد، و آنان‌ را سرزنش‌ كند كه‌ گفتارشان‌ كه‌ ميگويند: يهوديّت‌ و نصرانيّت‌ موجب‌ دخول‌ در بهشت‌ است‌، كلامي‌ گزاف‌ است‌، و فقط‌ اسلام‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از تسليم‌ شدنِ وجهة‌ باطني‌ در مقابل‌ خداوند و نيكوكار بودن‌، موجب‌ ثبات‌ اجر در نزد خداوند و رهائي‌ از هر گونه‌ ترس‌ و اندوه‌ است‌.

شرط ورود به بهشت ایمان باطنی است نه ایمان ظاهری وَ قَالُوا لَن‌ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن‌ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَـ'رَي‌' تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَـ'نَكُمْ إِن‌ كُنتُمْ صَـ'دِقِينَ * بَلَي‌' مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ و لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ و ´ أَجْرُهُ و عِندَ رَبِّهِ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. (آیه 111 و 112 سوره بقره) يهودي‌ها ميگويند: داخل‌ در بهشت‌ نمي‌شود مگر كسيكه‌ يهودي‌ باشد، و مسيحيان‌ ميگويند: داخل‌ در بهشت‌ نمي‌شود مگر كسي‌ كه‌ نصراني‌ باشد. اين‌ است‌ آرزوها و افكارشان‌! بگو اي‌ پيامبر: اگر شما راست‌ ميگوئيد، دليل‌ و برهان‌ خود را بر اين‌ مدّعي‌ اقامه‌ كنيد. آري‌ كسيكه‌ اسلام‌ بياورد، و وجهة‌ باطني‌ خود را در مقابل‌ خداوند تسليم‌ كند و او مُحسن‌ باشد، اجرش‌ در نزد پروردگار اوست‌، و اين‌ جماعت‌ هيچگونه‌ ترس‌ و اندوهي‌ نخواهند داشت‌.» و بر همين‌ نهج‌ دو آيه‌ در قرآن‌ كريم‌ داريم‌ كه‌ دلالت‌ دارند بر اينكه‌ ايمان‌ ظاهري‌ به‌ درد نمي‌خورد، و ناميده‌ شدن‌ به‌ اسم‌ مسلمان‌ و مؤمن‌ اثري‌ ندارد؛ فقط‌ ميزان‌ و ملاك‌ سعادت‌ و رهائي‌ جستن‌ از اندوه‌ و خوف‌، ايمان‌ حقيقي‌ است‌. اوّل‌: در سورة‌ مائده‌: إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ الصَّـ'بِـُونَ وَ النَّصَـ'رَي‌' مَنْ ءَامَنَ بِاللَهِ وَ الْيَوْمِ ا لاْ خِرِ وَ عَمِلَ صَـ'لِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. (آیه 69) آن‌ كسانيكه‌ ايمان‌ آورده‌اند، و آن‌ كسانيكه‌ يهودي‌ هستند، و ستاره‌پرستان‌، و نصاري‌؛ هر كس‌ به‌ خدا و روز قيامت‌ ايمان‌ بياورد و عمل‌ صالح‌ انجام‌ دهد، پس‌ براي‌ آنان‌ هيچگونه‌ ترسي‌ و اندوهي‌ نيست‌.»

دوّم‌: در سورة‌ بقره‌: انَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ النَّصَـ'رَي‌' وَ الصَّـ'بِـِينَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَهِ وَ الْيَوْمِ ا لاْ خِرِ وَ عَمِلَ صَـ'لِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. (آیه 62) آن‌ كسانيكه‌ ايمان‌ آورده‌اند، و آن‌ كساني‌ كه‌ يهودي‌ هستند، و نصاري‌، و ستاره‌پرستان‌؛ هر كس‌ به‌ خدا و روز قيامت‌ ايمان‌ بياورد و عمل‌ صالح‌ انجام‌ دهد، پس‌ پاداش‌ آنان‌ در نزد پروردگار آنهاست‌، و هيچگونه‌ ترسي‌ و اندوهي‌ براي‌ آنها نيست‌.» اين‌ دو آيه‌، در مقام‌ بيان‌ آنستكه‌ روشن‌ كند: در روز قيامت‌ ايمان‌ واقعي‌ مثمر ثمر است‌، و مجرّد نامگذاري‌ و خود را مؤمن‌ ناميدن‌ و يا يهودي‌ و نصراني‌ و صابئي‌ خواندن‌، ملاك‌ نَجاح‌ و رستگاري‌ نيست‌. فلهذا با آنكه‌ مؤمنان‌ را ذكر كرده‌ است‌، تكرار مي‌فرمايد: مَنْ ءَامَنَ بِاللَهِ وَالْيَوْمِ ا لاْ خِرِ ، يعني‌ ايمان‌ واقعي‌ و حقيقي‌. و بنابراين‌ مجرّد گرايش‌ به‌ گروهي‌ پيدا كردن‌، و خود را از اهل‌ ملّت‌ و نِحلتي‌ دانستن‌ و به‌ نام‌ مخصوصي‌ ناميده‌ شدن‌، موجب‌ عاقبت‌ به‌ خيري‌ و رستگاري‌ نمي‌شود؛ بلكه‌ ايمان‌ حقيقي‌ به‌ خدا و روز بازپسين‌ و كردار نيكو لازم‌ است‌.

و بر اين‌ اصل‌، نفرموده‌ است‌: مَن‌ ءَامَنَ مِنْهُمْ بِاللَهِ وَالْيَوْمِ ا لاْ خِرِ كه‌ ضمير «مِنْهُمْ» را به‌ اسماء سابقه‌ ارجاع‌ دهد، و الاّ همان‌ توهّم‌ مي‌آمد؛ و فرموده‌ است‌: مَنْ ءَامَنَ بِاللَهِ وَ الْيَوْمِ ا لاْ خِرِ تا جملة‌ سابق‌ را قطع‌ كند، و با جملة‌ مُستأنفه‌اي‌ بيان‌ يك‌ حقيقت‌ و واقعيّتي‌ را بنمايد. و معلوم‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ نيز نبايد به‌ نام‌ ايمان‌ اكتفا كنند، و بايد دنبال‌ ايمان‌ واقعي‌ بروند، و الاّ زيانكار مي‌باشند. و هر فرد از افراد انسان‌ ـ بدون‌ استثناء ـ ايمان‌ به‌ خدا و روز قيامت‌ داشته‌ باشد و ايمانش‌ واقعي‌ باشد و كارش‌ نيكو باشد، رستگار است‌. و از جملة‌ أعمال‌ نيكو، تفحّص‌ و تجسّس‌ از حقيقت‌ اديان‌ و ايمان‌ به‌ رسول‌ الله‌ است‌، كه‌ در اينصورت‌ بر فرض‌ وصول‌، مؤمن‌ و مسلمان‌ واقعي‌ شده‌، و بر فرض‌ عدم‌ وصول‌ جزء مستضعفان‌ و يا ملحق‌ به‌ آنها محسوب‌ و مورد رحمت‌ خدا واقع‌ مي‌شوند. و محصّل‌ كلام‌ آنستكه‌: بعد از آنكه‌ محقّق‌ است‌ كه‌ دين‌ مقدّس‌ اسلام‌، أكمل‌ و افضل‌ و اشرف‌ اديان‌ است‌، و بهتر و مستقيم‌تر و راحت‌تر و وسيعتر افراد بشر را به‌ سعادت‌ ميرساند؛ عقلاً و شرعاً و فطرةً واجب‌ و لازم‌ است‌ كه‌ دست‌ از اديان‌ و آئين‌ها و مذهب‌ها و مكتب‌هاي‌ ديگر برداشته‌ و در تحت‌ اين‌ شريعت‌ غرّاء در آيند، و الاّ در عاقبت‌ كار، خسران‌ و زيان‌ مشهود است‌. حال‌ اگر كسي‌ در جستجوي‌ حقيقت‌ كوتاهي‌ نكرد، و براي‌ او بواسطة‌ دور بودن‌ از محيط‌ علم‌ و ايمان‌ و پرورش‌ در خانة‌ جاهليّت‌، چنين‌ يقين‌ حاصل‌ شد كه‌ دين‌ حضرت‌ موسي‌ و يا حضرت‌ عيسي‌ علي‌ نبيّنا و آله‌ و عليهما السّلام‌ در اين‌ زمان‌ هم‌ كافي‌ و مكفي‌ است‌؛ اگر حقّاً ايمان‌ به‌ خدا و روز جزا داشته‌ باشد، و طبق‌ نواميس‌ و احكام‌ عقليّه‌ و شريعت‌ خود، به‌ اعمال‌ صالحه‌ دست‌ زند و از ظلم‌ و ستم‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ اجتناب‌ ورزد؛ اينچنين‌ كسي‌ جزء مستضعفان‌ و يا مُلحَق‌ به‌ آنها و يا جزء مُرْجَوْنَ لاِمْرِ اللَهِ محسوب‌، و البتّه‌ مورد مؤاخذه‌ قرار نمي‌گيرد، گر چه‌ مقام‌ و درجة‌ مسلمان‌ و مؤمن‌ را هم‌ نخواهد داشت‌. و بر همين‌ اساس‌ است‌ كه‌ عامّه‌ در صورتيكه‌ بغض‌ اهل‌ بيت‌ را در دل‌ نداشته‌ باشند، ولي‌ حقّانيّت‌ و ولايت‌ حقّة‌ حقيقيّة‌ الهيّة‌ حضرت‌ مولي‌ الكونين‌ و إمام‌ الثّقلين‌ عليّ بن‌ أبي‌طالب‌ عليه‌ السّلام‌ هم‌ بر آنان‌ به‌ ثبوت‌ نپيوسته‌ باشد؛ از در هشتم‌ بهشت‌ وارد آن‌ مي‌شوند، و طبعاً با واردين‌ از سائر درها از نقطة‌ نظر مقام‌ و منزلت‌ تفاوت‌ دارند.

[+] نوشته شده توسط مسلمان در چهار شنبه 6 ارديبهشت 1391(بازدید ), در ساعت 22:10 | |
اسلام عصاره آئین همه انبیاست

دعوت اسلام به توحيد دعوت تازه‏اى نيست، دعوت تمام پيامبران اولو العزم است، نه تنها اصل توحيد بلكه تمام اصول دعوت انبيا در مسائل بنيادى در همه اديان آسمانى يكى بوده است.مى‏فرمايد:" خداوند آئينى را براى شما تشريع كرد كه به نخستين پيامبر اولو العزم نوح توصيه كرده بوده" (شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحا سوره ًشوری 13)." همچنين آنچه را بر تو وحى فرستاديم، و ابراهيم و موسى و عيسى را به آن سفارش كرديم" (وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏).

و به اين ترتيب آنچه در شرايع همه انبيا بوده و در شريعت تو است و" آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى"! تعبير" من الدين" نشان مى‏دهد كه هماهنگى شرايع آسمانى تنها در مساله توحيد و يا اصول عقائد نيست، بلكه مجموعه دين الهى از نظر اساس و ريشه همه جا يكى است، هر چند تكامل جامعه انسانى ايجاب مى‏كند كه تشريعات و قوانين فرعى هماهنگ با تكامل انسانها رو به تكامل رود تا به حد نهايى و خاتم اديان رسد.به همين دليل در آيات ديگر قرآن شواهد فراوانى وجود دارد كه نشان مى‏دهد اصول كلى عقائد و قوانين و وظايف در همه اديان يكسان بوده. مثلا در شرح حال بسيارى از انبيا در قرآن مجيد مى‏خوانيم كه نخستين دعوتشان اين بود يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ اعراف 59، 65، 73، 85 هود- 50، 61، 84 كه به ترتيب در مورد نوح، هود، صالح، شعيب آمده است‏و در جاى ديگر مى‏خوانيم وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ:" ما در هر امتى رسولى را فرستاديم تا به مردم بگويند خداوند يگانه را پرستش كنيد".انذار به رستاخيز نيز در دعوت بسيارى از انبيا آمده است (انعام 130، اعراف 59، شعراء 135، طه 15، مريم 31).موسى و عيسى و شعيب ع از نماز سخن مى‏گويند (طه 14، مريم 31 هود 87) ابراهيم دعوت به حج مى‏كند (حج 27).و روزه در همه اقوام پيشين بوده است (بقره 183).لذا در دنباله آيه به عنوان يك دستور كلى به همه اين پيامبران بزرگ مى‏افزايد:" به همه آنها توصيه كرديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد" (أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ).

توصيه به دو امر مهم: نخست برپا داشتن آئين خدا در همه زمينه‏ها (نه تنها عمل كردن بلكه اقامه و احياى آن). دوم پرهيز از بلاى بزرگ، يعنى تفرقه و نفاق در دين.و به دنبال آن مى‏افزايد:" هر چند اين دعوت شما، بر مشركان سخت گران است" (كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ).آنها بر اثر جهل و تعصب ساليان دراز آن چنان به شرك و بت پرستى خو گرفته‏اند و در اعماق وجودشان حلول كرده كه دعوت به توحيد مايه وحشت آنها است، بعلاوه در شرك منافع نامشروع سران مشركان محفوظ است، در حالى كه‏توحيد مايه قيام مستضعفان مى‏گردد و جلو هواپرستيها و مظالم آنها را مى‏گيرد.ولى با اين حال همانگونه كه گزينش پيامبران به دست خدا است، هدايت مردم نيز به دست او است" خداوند هر كس را بخواهد بر مى‏گزيند، و كسى را كه به سوى او باز گردد هدايت مى‏كند" (اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ). در اين آيه نكته‏هايى است كه بايد به آن توجه داشت:

1-" شرع" از ماده" شرع" (بر وزن زرع) در اصل به معنى راه روشن است، راه ورود به نهرها را نيز" شريعه" مى‏گويند، سپس اين كلمه در مورد اديان الهى و شرايع آسمانى به كار رفته، چرا كه راه روشن سعادت در آن است، و طريق وصول به آب حيات ايمان و تقوى و صلح و عدالت است.و از آنجا كه آب مايه پاكيزگى و طهارت و حيات است اين واژه تناسب روشنى با آئين الهى كه از نظر معنوى همين كارها را با روح و جان انسان و جامعه انسانيت مى‏كند دارد.

2- در اين آيه تنها به پنج تن از پيامبران خدا اشاره شده (نوح و ابراهيم و موسى عيسى و محمد ص) چرا كه پيامبران اولو العزم يعنى صاحبان دين و آئين جديد تنها اين پنج تن هستند، و در حقيقت آيه اشاره‏اى است به انحصار پيامبران صاحب شريعت در اين پنج نفر.

3- در آغاز از نوح ياد شده، چرا كه نخستين شريعت يعنى آئينى كه داراى همه گونه قوانين عبادى و اجتماعى بود از او آغاز گشت و پيامبران پيش از او برنامه و دستورات محدودى داشتند. و به همين دليل در قرآن و روايات اسلامى سخنى از كتب آسمانى قبل از نوح نيامده است.

4- قابل توجه اينكه در ذكر اين پنج تن نخست از نوح ع سخن به ميان آمده، سپس از پيامبر اسلام ص و بعد از ابراهيم ع و موسى ع و عيسى ع اين ترتيب بندى به خاطر اين است كه نوح به خاطر آغازگر بودنش در آغاز قرار گرفته، و پيامبر اسلام ص بخاطر عظمتش بلافاصله بعد از او و ديگران به ترتيب زمان ظهور بعد از آنها.

5- اين نكته نيز قابل توجه است كه در مورد پيامبر اسلام ص تعبير به اوحينا اليك (وحى بر تو فرستاديم) مى‏كند، اما در باره سايرين تعبير به" توصيه" شده است، شايد اين تفاوت تعبير براى اهميت اسلام نسبت به ساير اديان آسمانى است.

6- در پايان آيه، در مورد چگونگى گزينش پيامبران تعبير به" من يشاء" (هر كس را بخواهد) كه اشاره سر بسته‏اى است به شايستگيهاى وجودى رسولان الهى.اما در مورد امتها تعبير به" من ينيب" (كسى كه به سوى خدا بازگردد، و از گناه توبه كند و از در اطاعت در آيد) تا معيار هدايت الهى و شرايط آن براى همگان روشن گردد و راه وصول به درياى رحمتش را بيابند.در حديث قدسى آمده است:من تقرب منى شبرا تقربت منه ذراعا و من أتانى يمشى، اتيته هرولة:" كسى كه يك وجب به سوى من آيد من يك ذراع به سوى او مى‏روم، و كسى كه آهسته به سوى من بيايد من شتابان به سوى او مى‏روم"!

از آنجا كه يكى از دو ركن دعوت انبياى اولو العزم عدم تفرقه در دين است و مطمئنا همه آنها روى اين مساله تبليغ كردند، اين سؤال پيش مى‏آيد پس سرچشمه اينهمه اختلافات مذهبى از كجا است؟آيه بعد به پاسخ اين سؤال پرداخته، سرچشمه اصلى اختلافات دينى را چنين بيان مى‏كند:" آنها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد از آنكه اتمام حجت بر آنها شد، و علم و آگاهى كافى به آنها رسيد، و اين تفرقه جويى به خاطر حب دنيا و رياست و ظلم و حسد و عداوت بود" (وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ).آرى دنيا پرستان ستمگر، و حسودان كينه‏توز، در برابر آئين يكپارچه انبيا قيام كردند، و هر گروهى را به راهى نمودند، تا پايه‏هاى رياست خود را تقويت كنند، و منافع دنياى خويش را تامين نمايند، و حسادتها و عداوتهاى خود را با مؤمنان راستين و مكتب انبيا آشكار سازند، ولى تمام اينها بعد از اتمام حجت بود.به اين ترتيب سرچشمه اختلافهاى مذهبى جهل و بيخبرى نبود، بلكه بغى و ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى بود." دانشمندان دنيا طلب" و" عوامهاى متعصب و كينه‏توز" دست به دست هم دادند و اين اختلافات را بنيان نهادند.اين آيه پاسخ روشنى است به آنها كه مى‏گويند مذهب در ميان بشر ايجاد اختلاف كرده، و خونريزيهاى فراوانى در طول تاريخ ببار آورده است، زيرا اگر دقت شود مذهب هميشه عامل وحدت و يكپارچگى در محيط خود بوده (همانگونه كه در مورد اسلام و قبايل حجاز و حتى اقوام خارج از جزيره عرب تحقق يافت و به اختلافات پايان و امت واحدى ساخت).ولى سياستهاى استعمارى در ميان مردم تفرقه ايجاد كرد، به اختلافات دامن زد، و مايه خونريزى شد، افزودن سليقه‏هاى شخصى و تحميل آن بر مذاهب آسمانى خود يك عامل بزرگ ديگر تفرقه بود كه آنهم از" بغى" مايه مى‏گرفت.

" بغى" به گونه‏اى كه در ريشه اصلى لغوى آن ذكر كرده‏اند" درخواست تجاوز و انحراف از خط ميانه و تمايل به افراط و تفريط" است، خواه به اين درخواست جامه عمل پوشيده شود يا نه، گاه در كميت چيزى است، و گاه در كيفيت، و به همين مناسبت غالبا به معنى ظلم و ستم به كار مى‏رود.گاهى نيز به معنى هر گونه" طلب و تقاضا" هر چند امر خوب و شايسته‏اى باشد آمده است.لذا" راغب" در" مفردات"" بغى" را به دو شعبه تقسيم مى‏كند شعبه" ممدوح" و" مذموم" كه اولى تجاوز از حد عدالت و رسيدن به احسان و ايثار، و تجاوز از واجبات و رسيدن به مستحبات است، و دومى تجاوز از حق و تمايل به باطل است.سپس قرآن مى‏افزايد:" اگر فرمانى از سوى پروردگار تو صادر نشده بود كه آنها تا سر آمد معينى زنده و آزاد باشند خداوند در ميان آنها داورى مى‏كرد"، طرفداران باطل را نابود مى‏ساخت و پيروان حق را پيروز" (وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ).

آرى دنيا سراى آزمون و پرورش و تكامل است، و اين بدون آزادى عمل امكان پذير نيست، اين فرمان تكوينى خداوند است كه از آغاز خلقت انسان بوده و دگرگونى در آن راه ندارد، اين طبيعت زندگى دنيا است، ولى از امتيازات سراى آخرت حل تمام اين اختلافات و رسيدن انسانيت به يكپارچگى كامل است لذا از قيامت تعبير به" يوم الفصل" شده است.و در آخرين جمله به توضيح حال كسانى مى‏پردازد كه بعد از اين گروه بر سر كار آمدند، گروهى كه عهد پيامبران را درك نكردند، و زمانى چشم گشودند كه نفاق‏افكنان و تفرقه‏اندازان فضاى جامعه بشريت را با اعمال شيطنت‏آميز خود تيره و تار كرده بودند، و آنها نتوانستند به خوبى حق را دريابند. مى‏فرمايد:" كسانى كه بعد از آنها وارثان كتب آسمانى شدند از آن در شك و ترديدند، شكى توام با بدبينى و سوء ظن"! (وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ) در حقيقت معنى" ريب" اين قيد را نيز ذكر كرده‏اند: به شكى گفته مى‏شود كه سرانجام بعد پرده از روى آن برداشته شود و به حقيقت تبديل گردد، شايد اين امر اشاره به ظهور پيامبر اسلام ص با دلائل روشن باشد كه آثار شك و ريب را از دلهاى حق‏طلبان زدود.

[+] نوشته شده توسط مسلمان در چهار شنبه 6 ارديبهشت 1391(بازدید ), در ساعت 21:54 | |
بهشت وعده ی دیدار ما :

بهشت


بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه‌ی کارهای نیک‌شان از کفه‌ی بدی‌هاشان سنگین‌تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام‌ها و صفت‌هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده می‌شوند.
بهشت معادل واژه «الجنّة» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است:
جنة المأموی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامة، عدن، الفردوس.

توصیف بهشت در سه سوره الرحمن، واقعه و دهر به صورت مفصل و در برخی از سوره های دیگر قرآن به صورت گذرا و مجمل بیان شده است و به بسیاری از نعمت های بهشتی همچون میوه‌ها و باغها و چشمه‌ساران و زنان پری‌رو با لباس‌های حریر و ... و نیز نعمت‌های معنوی همچون رضوان خداوند و ... اشاره گردیده است.
در اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هم اکنون وجود خارجی دارد و برای اثبات ادعای خود به ظواهر برخی از آیات استدلال می‌کنند.
در روایات مربوط به
معراج و روایات دیگر نیز نشانه‌های روشنی از این موضوع دیده می‌شود. بنابراین می‌گویند بهشت در درون و باطن این جهان است اما برای ما قابل دید و درک نیست؛ به عبارت دیگر عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین در درون آن جهان قرار دارد.
آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.»
و در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد.
شیخ صدوق، از علمای بزرگ شیعه، می‌نویسد:

اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست.

 

درجات در بهشت

درجات در بهشت متفاوت است:
بعضی‌ از بهشتیان از تسبیح و تقدیس و تکبیر خداوند بهره‌مندند
بعضی از انواع خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها، میوه‌ها، لباس‌های زربفت، حریر و سندس و همنشینی با
حور العین
منابع:
تفسیر نمونه المیزان؛ مجمع البیان؛ دایرةالمعارف الشیعه العامه، ج 7، ‌ص 36؛ قرآن پژوهی، ‌ص 572


الجنّة و أهل الجنّة
1- الجنّة خیر مال، و النّار شرّ مقیل 1765.
بهشت بهترین عاقبت، و آتش بدترین خوابگاه است

2- ألا و إنّی لم أر کالجنّة نام طالبها، و لا کالنّار نام هاربها 2761.
آگاه باشید که من ندیدم مثل بهشت، که طلب کننده‏اش در خواب باشد، و نه مانند آتش دوزخ، که گریزان از آن در خواب باشد.
3- إنّ أهل الجنّة کلّ مؤمن هین لین 3400.
به راستى که اهل بهشت، هر مؤمن نرمخوى هموارى است

4- إنّ اللّه تعالى یدخل بحسن النّیّة و صالح السّریرة من یشاء من عباده الجنّة 3544.
به راستى که خداى تعالى بواسطه حسن نیت، و شایستگى سریره و نهان، از بندگانش هر که را که خواهد داخل بهشت مى‏نماید (یعنى هر چند کارى که استحقاق بهشت را برساند نکرده باشد).

5- الجنّة دار الأمان 397.
بهشت سراى امان است.
ص 194


7- الجنّة جزاء المطیع 417.

8- الجنّة دار الأتقیاء 438.

9- الجنة غایة السّابقین 478.

10- الجنّة أفضل غایة 1024.

11- الجنّة مال الفائز 1074.

12- الجنّة جزاء کلّ مؤمن محسن 1431.

13- نیل الجنّة بالتّنزّه عن المأثم 9953.

14- إنّک لن تلج الجنّة حتّى تزدجر عن غیّک، و تنتهی، و ترتدع عن .....
7- بهشت پاداش فرمانبر است.

8- بهشت سراى پرهیز کاران است.

9- بهشت آخرین هدف سبقت گیرندگان، و آتش سرانجام افراط کنندگان است.

10- بهشت افزونترین غرض و مقصود است.

11- بهشت سرانجام کار پیروزمند است.

12- بهشت پاداش هر مؤمن احسان کننده است.

13- رسیدن به بهشت با پاکیزگى، و دورى از گناهانست.

14- به راستى که تو داخل بهشت نخواهى شد، تا آنکه از گمراهى خود باز


ص 195

معاصیک، و ترعوی 3795.

15- إذا آمنت باللّه و اتّقیت محارمه أحلّک دار الأمان، و إذا أرضیته تغمّدک بالرّضوان 4146.

16- ثمن الجنّة العمل الصّالح 4698.

17- ثمن الجنّة الزّهد فی الدّنیا 4700.

18- سادة أهل الجنّة الأسخیاء، و المتّقون 5584.

19- سادة أهل الجنّة المخلصون 5591.

20- سادة أهل الجنّة الأتقیاء الأبرار 5599.

21- طلب الجنّة بلا عمل حمق 5991.

22- لا تحصل الجنّة بالتّمنّی 10566.
ایستاده و دور شوى، و از گناهان خود دست کشى و باز گردى.

15- هر گاه به خدا ایمان آورده‏اى، و از حرامهایش دورى نمائى تو را در خانه امان فرود آورده چون او را خوشنود گردانى تو را بخوشنودى فرو پوشاند. (شکى نیست در این که خوشنودى خدا از نعمتى بالاتر خواهد، رزقنا اللّه و إیاکم بمحمد و آله الطاهرین صلوات اللّه علیهم أجمعین).

16- بهاى بهشت عمل صالح است. (یعنى هر که بهشت خواهد باید عمل صالح انجام دهد).

17- بهاى بهشت بى‏رغبتى در دنیاست.

18- بزرگان اهل بهشت سخاوتمندان، و خویشتن داران است.

19- بزرگان اهل بهشت افراد مخلصند.

20- مهتران اهل بهشت خویشتن‏داران نیکو کار است.

21- طلب کردن بهشت بدون عمل حماقت است.

22- بهشت با آرزو کردن حاصل نخواهد شد (بلکه نیازمند به عمل است).

ص 196

23- لا یدخل الجنّة خبّ و لا منّان 10792.

24- لا یفوز بالجنّة إلّا من حسنت سریرته و خلصت نیّته 10868.

25- کلّ نعیم دون الجنّة محقور 6867.

26- لن یفوز بالجنّة إلّا السّاعی لها 7403.

27- لن یحوز الجنّة إلّا من جاهد نفسه 7421.

28- من اشتاق إلى الجنّة سلا عن الشّهوات 8591.

29- نیل الجنّة بالتّنزّه عن المآثم 9953.

30- نال الجنّة من اتّقى عن المحارم 9954.

31- هیهات لا یخدع اللّه عن جنّته، و لا ینال ما عنده إلّا بمرضاته 10043.

23- بسیار مکر کننده، و بسیار منّت گذارنده وارد بهشت نخواهند شد.

24- به بهشت پیروز نخواهد گردید مگر کسى که نهان او نیکو بوده، و نیّتش خالص باشد.

25- هر نعمتى غیر از بهشت کوچک است.

26- هرگز به بهشت پیروزى حاصل نکند، مگر سعى کننده و کوشا براى آن.

27- هرگز بهشت را حیازت نخواهد نمود، مگر کسى که با نفس خود پیکار کند.

28- هر که مشتاق بهشت باشد، شهوتها را فراموش نماید.

29- رسیدن به بهشت، به پاکیزگى از گناهان است.

30- به بهشت رسیده است، هر که از حرامها پرهیز نماید.

31- (تتمه کلامى است از خطبه 129 نهج البلاغه که در باره وزن وکیل بیان داشته) چه دور است (اندیشه شما) خداوند از بهشت او فریب داده نشده، و به آنچه در نزد اوست رسیده نمى‏شود مگر به خشنودى او.


وعده ی دیدار ما :

روز قیامت - بهشت

مدت: جاویدان

به صرف : همه چیز

وسیله ی مورد نیاز برای رفتن : خدا پرستی و پاکیزگی روح

[+] نوشته شده توسط مسلمان در پنج شنبه 25 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 12:26 | |
جملات خدا پرستی :
[+] نوشته شده توسط مسلمان در دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 14:16 | |
حدیث هایی از امامان بزرگ:

از عامر بن جذاعه نقل شده است که گفت : مردی آمد خدمت امام صادق (ع) حضرت به او فرمود : تقوای الهی پیشه کن،اسراف نکن و بر خود هم سخت مگیر و میانه روی مایۀ استواری است،تبذیر همان اسراف است که خداوند دربارۀ آن فرموده : تبذیر وزیاده روی نکن.( سوره اسراء )        .

  تفسیر نورالثقلین جلد  ۲صفحه ۵۶


امام حسن عسگری (ع) به محمد بن حمزه نامه ای نوشته او را به ثروت وبی نیازی مژده داده وبه او فرموده : برتو باد به میانه روی و پرهیز از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطانی است.

غررالحکم جلد ۴ صفحه ۳۴ حدیث ۵۱۸۸


امام صادق (ع) به عبید فرمود : اسراف و زیاده روی باعث فقروتنگدستی می گردد و میانه روی موجب ثروت و بی نیازی می شود.

  وسائل الشیعه جلد۱۵صفحه ۲۵۸


از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود : میانه روی را خداوند متعال دوست دارد و اسراف و زیاده روی مورد خشم اوست حتی اگر اسراف در انداختن هسته خرمایی باشد که قابل مصرف است یا زیادی آبی که خورده شده باشد.

تحف العقول صفحه ۳۰۱


امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند : کسی که در زندگی میانه روی و قناعت ورزد نعمت او باقی می ماند و آنکه با ریخت و پاش و اسراف زندگی کند نعمتش از بین می رود.   تحف العقول صفحه ۳۰۱


امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق (ع) فرمود : برتو باد به انجام کار خیری که وسط دو کار بد قرار گرفته و آن دو را از بین می برد،امام صادق سئوال کرد ، چگونه چنین چیزی ممکن است،امام فرمود: همانطور که قرآن ( سوره فرقان ) می گوید مؤمنین کسانی هستند که وقتی انفاق می کنند زیاده روی و سختگیری نمی کنند ( بنابراین اسراف و سختگیری هر دو گناه است و حدّ وسط آن میانه روی حسنه است بر تو باد به آن حسنه که بین آن دو گناه است ) .

    تفسیر نو رالثقلین جلد ۴ صفحه ۲۷


ابن میمون گفت شنیدم که امام صادق (ع) فرمود : هر کسی که در زندگی خود میانه رو باشد من ضمانت می کنم او را که هرگز تهی دست نشود.

   خصال صدوق باب الواحد حدیث۳۲


امام علی (ع) فرمود : اعتدال در خرج کردن (( میانه روی )) موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف باعث تباهی و نابودی است.     وسائل الشیعه جلد ۱۵صفحه ۲۵۸


پیامبرگرامی اسلام (ص) فرمود : سه چیز باعث نجات و رستگاری است و در مورد سومی خاطر نشان ساخت ؛ رعایت اعتدال در حال فقر و توانگریست.      وسائل الشیعه جلد ۱۵صفحه ۲۵۸


پیامبراکرم (ص) فرمود : کسی که در زندگی میانه روی را رعایت نماید خداوند او راروزی می دهد و کسی که اسراف و زیاده روی کند او رامحروم می سازد.

      وسائل الشیعه جلد ۱۵ صفحه ۲۵۸

[+] نوشته شده توسط مسلمان در دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 14:14 | |
شیطان را بکش!
[+] نوشته شده توسط مسلمان در دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 14:2 | |
خدا باوری :
[+] نوشته شده توسط مسلمان در دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 13:59 | |
عبارات خداپرستی:

اسم اعظم
س : اسم اعظم كدام است ؟
ج : سيد عليخان شيرازى مدنى در كتاب (( كلم طيب )) نقل فرموده است كه اسم اعظم خداى تعالى آن است كه افتتاح او (( الله )) و اختتام او (( هو )) است و حروفش نقطه ندارد. (( و لا يتغير قرائته اءعرب ام لم يعرب )) و اين در قرآن مجيد در پنج آيه مباركه از اين پنج سوره است ، بقره و آل عمران و نساء و طه و تغابن و راقم گويد كه آن شش آيه در شش ‍ سوره است كه يكى هم در سوره نحل است .
1- الله لا اله الا هو الحى القيوم : تا آخر آيه الكرسى
(50)
2- الله لا اله الا هو الحى القيوم نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه و انزل التوريه و الانجيل من قبل ، هدى للناس و انزل الفرقان .
(51)
3- الله لا اله الا هو ليجمعنكم الى يوم القيمه لا ريب فيه و من اءصدق من الله حديثا
(52)
4- الله لا اله الا هو له هو الاسماء الحسنى
(53)
5- الله لا اله الا هو رب العرش العظيم
(54)
6- الله لا اله الا هو و على الله فليتوكل المؤ منون
(55)
بلكه بايد گفت اين اسم اعظم در هفت آيه قرآن كريم است كه آيه شصت و سه سوره مباركه غافر كه سوره مؤ من است از آن جمله است :
ذلكم الله ربكم خالق كل شى ء لا اله الا هو فانى تؤ فكون
(56)
آداب سير و سلوك :

اول : قرآن
دوم : دائم الوضو بودن
سوم : پرهيز از پرخورى
چهارم : اجتناب از پرحرفى
پنجم : محاسبه
ششم : مراقبه
هفتم : ادب مع الله
هشتم : عزلت
نهم : نماز شب
دهم : تفكر
يازدهم : ياد خدا
دوازدهم : رياضت و تهذيب
سيزدهم : همت
چهاردهم : توبه
(57)
انسان قرآنى باش
روزى درب منزل را زدند، در را باز كردم ، ديدم جوانى است ، گفت حاج آقا دستور العملى بفرماييد:
گفتم : اولا انسانى قرآنى باش و ثانيا استقامت داشته باش .
گفت : باز هم بفرماييد:
گفتم : تو برو همان اولى را انجام بده !!
(58)
استاد خدا باشد

يكى از اسماء قرآن ذكر است ، ذكر همان قرآن است ، البته دقت شود چطور براى درس وقف معين مى كنيد براى قرآن هم همينطور باشد، يك درس ‍ قرآن را قرار دهيد. در پيشگاهش به درس بنشينيد استاد هم خدا باشد! (59)
اهميت وضوء

ديلمى از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل كرده كه خداوند مى فرمايد:
هر كسى وضويش را از دست بدهد و وضوء نگيرد به من جفا كرده است .
و كسى كه وضويش را از دست بدهد و دوباره وضو بگيرد و حداقل دو ركعت نماز نخواند بر من جفا كرده است و هر كس وضويش را از دست داد تجديد وضو كرد دو ركعت نماز خواند و پس از آن دعا نكرد بر من جفا كرده است .
و هر كس وضويش را از دست بدهد و پس از آن وضو بگيرد و نماز بخواند و دعا كند و از حوائج دنيا و آخرتش چيزى بخواهد و من اجابت نكنم من به او جفا كرده ام و من خداى جفاكار نيستم .
(60)
آرى بدان اى برادر! بدان كه وضو نور است و تداوم آن باعث ارتقاء به عالم قدس خواهد شد.
عرفان عملى

آنچه در عرفان علمى مهم است ، سه چيز است :
الف : طهارت و دوام آن
ب : همت
ج : استقامت
آثار طهارت
استاد حسن زاده آملى مى فرمودند:
اساتيد ما مى فرمودند: در طهارت دقت داشته باشيد قدمى عاشقانه برداريد و صادقانه بياييد تا اينها را بچشيد. چند بار كه شكار كنيد به فهم اينها كمك مى كند يك جهش علمى پديد مى آيد و انسان مى شود مصداق ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين
(61)
وقف خالص الهى مى شود و سوز و گداز مى آيد و افاضات و اشراقات نصيبش مى شود.
پرهيز از پرخورى

اى دوست من بدان ! پرخورى بدون شك ، قلب را مى ميراند و نفس را سركش و طغيانگر بار مى آورد بدان كه گرسنگى بالاترين خصلت مؤ من است .
استاد مى فرمايد: پر خورى ، پرگوى است و آشفته گوى .
(62)
اجتناب از پرحرفى

كم گوى و گزيده گوى چون در   از اندك تو جهان شود پر
حضرت استاد حسن زاده آملى به حق عامل به اين دستور العملى هستند. سنجيده و كم ولى عميق سخن مى گفتند، گزيده گوى بودند و نغز پرداز.
استاد مى فرمايند: دهان باب الله است ! صادرات و وارداتش را كنترل كنيد. دهان گوش جان است ، سعى كنيد چانه تان را عقل بچرخاند.
(63)
ذكر سكوت
استاد فرمود: يكى از دوستان مى گفت در مراقبتى كه داشتم ، مكاشفه اى روى داد به حضور رسول الله الاعظم (ص ) شرفياب شدم از آن حضرت ذكر خواستم فرمودند: من به شما ذكر سكوت مى دهم . (64)
از محاسبه تا فتوح

عزيزان ! خودتان را حساب كنيد تا مصداق (( يدخلون الجنه يرزقون فيها بغير حساب )) (65) باشيد. از بدى ها استغفار كنيد و از خوبى ها حمد كنيد، كه محاسبه ، مراقبه مى آورد و مراقبه ، حضور و حضور، فتوح به دنبال دارد!.
در امر سلوك الى الله از نامحرم اجتناب كنيد چه زن و چه مرد!!
نخست موعظه پير مى فروش اين است   كه از مصاحبت ناجنس احتراز كنيد (66)
بذر سعادت
مراقبت بذر سعادت است . فناء حاصل نمى شود جز با توجه و مراقبت نام و آنچه شرط است دوام مراقبه است كه الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه ان لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التى كنتم توعدون (67)
خوپذير است نفس انسانى ، انسان به هر چه رو كند آن مى شود. چطور يك قطعه زغال در اثر مجاورت با آتش برافروخته مى شود، انسان هم بر اثر مراقبه و همنشينى با ملكوت ، الهى مى شود و مى فرمودند:
استاد مرحوم علامه طباطبايى (ره ) در خلوتى به من فرمودند: آقا! هر وقت (روز) كه مراقبتم قوى است تمثلاتم صاف تر است .
(68)
نماز شب و انس با ملكوت
يكى از مستحبات كه براى سالكين الى الله در حد وجوب است (البته نه واجب تكليفى ) نماز شب است ، نماز شب آب حيات است و دل شب ، ظلمات و استاد سلوك ، خضر اين راه كه اگر كسى از آب حيات نوشيد به سعادت جاويد و حيات ابدى مى رسد.
مرا در اين ظلمات آن كه راهنمايى كرد   نماز نيمه شب بود و گريه سحرى
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايند: (( ليس من شيعتنا من لم يصل صلاه الليل ))
كسى كه نماز شب نمى خواند از شيعيان واقعى نيست .
(69)
(( عزيزان وقت نيست ... دير است !! به انتظار ننشينيد، انسان با 40، 50 سال عمر مى خواهد خودش را براى ابد بسازد، كم كم مزاج جواب مى كند، البته با مزاج مخالفت هم نكنيد، ثلث آخر شب بسيار خوب است .
غذا هضم شده ، هوا لطيف گشته ، خلوت با شب داشته باشيد كه انس با عالم غيب و ملكوت ببار مى آيد )) .
اهميت ذكر لا اله الا الله

مرحوم صدوق (قدس سره ) در توحيد از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) نقل مى كند آن حضرت فرمودند: (( نه من و غير من ، هيچ كس كلمه مثل : لا اله الا الله نگفته ايم )) (70)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند: (( خير العباده قول لا اله الا الله )) (بهترين عبادت طيبه لا اله الا الله )
(71)
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: (( قول لا اله الا الله ثمن الجنه )) (گفتن لا اله الا الله بهاى بهشت است )
(72)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: (( خداوند مى فرمايد: لا اله الا الله دژ و قلعه محكم من است و هر كس وارد آن شود از عذاب در امان است . ))
(73)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند: (( هر كس با اخلاص لا اله الا الله بگويد وارد بهشت مى شود و نشانه اخلاصش اين است كه كلمه طيبه او را از آنچه خداوند حرام گردانيده حفظ كند. ))
(74)
ذكر به معنى فراموشى غير از خداست و كلمه طيبه لا اله الا الله ذكر معجونى است ، مركب از نفى و اثبات كه با نفى (لا اله ) همه چيزهايى كه سبب پيدايش و توليد مفاسد مى شود زايل شده مثل امراض قلب و وابستگى هاى روحانى و با اثبات (الا الله ) صحت و سلامت قلب ، از رذايل اخلاقى حاصل مى شود.
(75)
ذكر عجيبى است !!

يكى از ذكرهايى كه حضرت استاد (دام عزه ) مكرر در جلسات درسى سفارش مى فرمودند: ذكر شريف لا اله الا الله است در يكى از روزها فرمودند: آقاى بس بسى (76) نباشيد، از ذكرهايى استفاده كنيد كه لب تكان نمى خورد؛ ذكر شريف لا اله الا الله معجون نفى اثبات است و عجيب است !!
عنايت استاد

روزى يكى از ياران درس ، مصرانه و عاجزانه از حضرت استاد حسن زاده آملى تقاضا كردند كه : حضرت آقا عنايتى بفرماييد ذكرى ، دعايى ، چيزى بفرماييد، بلكه از اين گرفتارى روحى نجات پيدا كنم ، خيلى گرفته و در قبض هستم .
حضرت استاد (دام عزه ) كه تا آخر لحظه سر به زير انداخته بودند و در سكوتى پر معنى و مراقبه اى ملكوتى به سر مى بردند سر را بلند كرده و فرمودند: آقا جان ! من هم گرفتارم ، من هم از شما بدترم !!!
چند لحظه اى درنگ فرمودند و ادامه دادند: دو مطلب به شما عرض ‍ مى كنم ، يقينا اثر دارد به شرط اينكه اقلا يك اربعين (40 روز) بر آن مداومت داشته باشيد.
1- ذكر شريف يا حى يا قيوم يا من لا اله الا انت كه گفته اند، اكثار در آن سبب حيات و زيادت عقل مى شود و مجرب هم است .
(77)
2- سوره غنى (واقعه ) را بخوانيد تا غنى در علم و بعدا هم چيزهاى ديگرى شويد چون روايت شده كه :
ابن مسعود از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل كرده كه ، از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه فرمود: هر كس سوره واقعه را هر شب بخواند هيچ گاه محتاج نمى شود.
(78)
بعد چى ؟؟!

روزى حضرت استاد حسن زاده آملى (دام عزه ) در محفل درس ‍ فرمودند:
عزيزان ! بايد راه بيفتيد و زحمت بكشيد.
(79)
به هوس راست نبايد به تمنى نشود   كان درين راه بسى خون جگر بايد خورد
به اصطلاحات اكتفاء نكنيد، خوب حالا فصوص تمام شد. ثم ماذا؟ (بعد چى ) بلكه اگر اصطلاحات را بدانيد براى معركه گيرى خوب است چه اينكه حرف هاى خوبى است جفت و جور كردن آنها زيباست ، اما بعد چى ؟؟! (80)
همت بلند

يكى از نكات بسيار مهم در امر سلوك الى الله همت بلند و استقامت است .
همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جايى رسيده اند.
حضرت استاد در محفل درس مى فرمودند:
آقا! مهم همت و استقامت در اين راه است كه :
ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم و الملائكه .
(فصلت (30))
(81)
آنان كه گفتند خداى ما الله است و استقامت به خرج دادند، ملائكه بر آنها نازل مى شوند، استقامت ... بگو خدايا آمدم ، و از سر صدق بگو.
تاثير قرائت آيه الكرسى

دست بر بينندگان مى گذارى آيه الكرسى را براى حفظ نور چشم مى خوانى در اين حال نفس ناطقه گوهر آن سويى از توجه به ملكوت نيرو مى گيرد، و به تصور تحمل و انشاء خود در قوى و محال آنها و در اعضاء و جوارح خود اثر مى گذارد كه توجهات و تصورات نفسانى را در بدن و قوى و احوال آن تاثير به سزا است فافهم . (82)
تاثير قرائت آيه نور

الله نور السموات و الارض - الى قوله سبحانه - و الله بكل شى ء عليم (83)
اكثار و دوام آيه نور موجب انكشاف حقايق است . چنانچه خودش نور است و عين نور است و با آداب آن نور على نور است .
چنانچه عددش نور است و با اين عدد كه در نزد خواص با شرايطى منظور است سبب شرف حضور با هر النور مولود عالم نور است .
از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) است كه : اللهم اجعل لى فى قلبى نورا و فى سمعى نورا و فى بصرى نورا خداوندا در هر يك از دل و گوش و ديده ام نورى قرار ده (كه به مدد نور تميز دهم و به مدد نور بشنوم و به مدد نور ببينم )
(84)
دنيادار شكار است
بدانيد دنيادار شكار است و شكارچى ها خيلى ناقلا هستند. بسيار هستند كه مى خواهند شما جوان ها را شكار كنند. مواظب خودتان باشيد.
پاك باشيد، درس و بحث را از دست ندهيد. از مرحوم صدوق (ره ) سوال شد كه بهترين كار در شب قدر چيست ؟ فرمود برگزارى جلسه علم (العلم امام العمل )
(85)
قرآن حفظ كنيد

دو تا طلبه آمدند پيش من ، يكى گفت آقا من دارم ديوان شعر شما را حفظ مى كنم و يك مقدار هم حفظ كرده ام . به او گفتم برو قرآن حفظ كن ، حفظ كردن ديوان چه فايده اى دارد؟ گفت چشم . (86)
تاثير آيه الكرسى

هر كس در وقت خواب سو بار - يعنى 66 بار - آيه كريمه 256 را تلاوت كند منشاء حصول سير در عالم رويا مى شود. و قد ادعى غير واحد انه مجرب (87)
تاثير اذكار در مشكلات
در شگفتم براى كسى كه ترس بر او غلبه كرد، چگونه به ذكر (( حسبنا الله و نعم الوكيل )) پناه نمى برد.
در شگفتم براى كسى كه مورد مكر و حيله واقع شده چگونه به ذكر افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد پناه نمى برد.
در شگفتم براى كسى كه طالب دنيا و زيبايى هاى دنياست ، چگونه به ذكر (( ما شاء الله لا قوه الا بالله )) پناه نمى برد.
(88)
مراحل تزكيه نفس
سوال : نخستين مراحل تهذيب و تزكيه نفس چيست ؟
استاد: براى طهارت باطن ، نخست بايد دوام طهارت ظاهرى را حفظ كرد و طهارت بدن را مراعات نمود، اعضاء و جوارح ظاهرى بايد كنترل شود. زبان آفت بدنى است ، انسان بايد سعى كند چانه اش را با عقل بگرداند! همانطور كه دهان گاه مجراى غذاى آلوده به معده است همين دهان و زبان ، مجراى غذاى آلوده به جان نيز هست . بايد اين نهال وجود را كه رو به رشد و كمال است ، مواظبت كرد، از همنشين بد پرهيز نمود. اين دقت هاى ظاهرى كم كم باطن را هم طاهر مى كند. انسان اگر كمى در اين نظام دقت كند، مى بيند كه در اين دار هستى ، هيچ چيز غلط نمى كند.
حتى حيوانات هم در كار و وظيفه خود خيانت نمى كنند.
اينها درس است براى ما! از آن طرف هم داريم كه (( من جاهد فينا لنهدينهم سبلنا )) بايد در اين امور دقت كرد تا كم كم طهارت باطن هم پيدا شود...
چى عرض كنم آقا... چه بگويم به شما!!
(89)
مداومت بر قرائت قرآن و طهارت
قرائت قرآن مجيد در شب و روز ترك نشود هر چند به قدر پنجاه آيه باشد طهارت را حفظ كنيد با طهارت بخوانيد. (90)
اذكار براى در امان بودن از آفات و بليات
بزرگان فرموده اند: هر كه بعد از نماز صبح و مغرب هفت بار (( بسم الله الرحمن الرحيم )) و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم . و 30 مرتبه سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر بگويد از جميع آفات و بليات در امان خداى تعالى است . (91)
كتوم باش و سِر پوش
اگر در حالات مراقبت تام ، تمثلاتى پيش آيد خوش آمد مكتوم بدار كه سالك (( كتوم )) است . از عارف سَر مى رود و سِر نمى رود...
اكثار ذكر (( يا حى يا قيوم )) موجب احياء عقل مى شود

آقاى من در نزد اولياء الله مجرب است كه اكثار ذكر شريف يا حى يا قيوم يا من لا اله الا انت موجب حيات عقل مى شود، وقتى را با خدايت خلوت كن كه بدن استراحت كرده باشد و از خستگى بدر آمده باشد و در حال امتلاء و اشتهاء (92) نباشد.
كلمه لا اله الا الله بهترين اذكار

كلمه طيبه (( لا اله الا الله )) بهترين اذكار است و فضيلت آن بى شمار و روايات اهل عصمت عليهم السلام - در اين باره بسيار، اهل الله در شرح آن - رساله ها نوشته اند، و اين بنده در بيان آن به نقل اين كريمه تبرك مى جويد.
الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمه طيبه كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها فى السماء تؤ فى اكلها كل حين باذن ربها
(93)
حتى به مزاح هم سخن ناهنجار و خلاف مگوييد

از سخنان ناهنجار گر چه مزاح باشد بر حذر باش ، خلاف مگو اگر چه مطايبت (شوخى ) باشد از قسم خوردن اگر چه راست است احتراز كن ، تا مى توانى .
نماز اول وقت
نماز را در اول وقت بجا آور، تجارتت را مغتنم بشمار كه انسان بى كار از دنيا و آخرت هر دو مى ماند داد و ستد مانع بندگى نيست .
رجال لا تلهيم تجاره و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلوه و ايتام الذكوه (نور / 31)
اندرز اويس قرنى

مردى به آفتاب يمنى اويس قرنى گفت : مرا اندرزى كن - آنجناب گفت : (( فر الى الله )) بگريز به سوى خداوند. اين كلام را از كتاب الله اقتباس ‍ كرد كه نوح نبى - (عليه السلام ) - به مردم فرموده : (( فقروا الى الله )) - سوره ذاريات ، آيه 50 - از شهوت و از شهرت بپرهيز و از معاشرت ناجنس به خصوص از نفس بگريز كه :
نخست موعظه پير مى فروش اين است   كه از مصاحبت ناجنس احتراز كنيد
دائما طاهر باش و به حال خود ناظر و عيوب ديگران را ساتر
دائما طاهر باش و به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش . با همه مهربان باش و از همه گريزان باش . يعنى با همه باش و بى همه باش . خداشناس باش در هر لباس باشد. تو كه سليمان زاده اى حشمتت دار، تو كه صديق حسن زاده اى وحشت دار. (94)
توبه ، قدم اول در سلوك
برادرم قدم اول در سلوك توبه و پاكى از گناه و دورى از گفتار ناپاك ، و كردار و انديشه هاى ناشايسته و خوى هاى نكوهيده است ، در كلام خداى غفور و رحيم نيكو تدبر كن كه فرمود (( ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين )) - سعى كن تا محبوب كردگار شوى (95) و به قول شيخ عارف شبسترى :
موانع تا نگردانى ز خود دور   درون خانه دل نايدت نور
موانع چون در اين عالم چهار است   طهارت كردن از وى هم چهار است
نخستين پاكى از احداث و انجاس   دوم از معصيت و ز شر وسواس
سيم پاكى ز اخلاق زميمه است   كه با وى آدمى همچون بهيمه است
چهارم پاكى سر است از غير   كه اينجا منتهى مى گرددش سير
اثر ذكر لا اله الا الله
در شب جمعه يازدهم رجب 1388 ه‍ ق مطابق 12/7/1347 ه‍ ش بر اثر مراقبت و حضور التهاب و اضطراب شديدى داشتم ؛ تا قريب يك ساعت به اذان صبح كه به ذكر كلمه طيبه (( لا اله الا الله )) اشتغال داشتم ، ديدم سر تا سر حقيقت و همه ذرات مملكت وجودم با من در اين ذكر شريف همراهند و سرگرم به گفتن (( لا اله الا الله )) اند؛ ناگهان به فضل الهى جذبه اى دست داد بسيار ابتهاج به من روى آورد، مثل اين كه تندبادى سخت وزيدن گيرد، آنچنان صدايى پى در پى بدون هيچ مكث و تراخى بر من احاطه كرد و سيرى سريع پيش آمد كه هزار بار از سرعت سير جت سريع السير در فضا فزون تر بود، و رنگ عالم را بدان گونه كه ديده ام از تعبير آن ناتوان هستم ، عجب اين كه در آن اثناء گفتم ، چه خوش است كه به دنيا بر نگردم وقتى اين معنى در دلم خطور كرده به ياد عائله افتادم كه آنها سرپرستى مى خواهند باز گفتم : آنها خودشان صاحب دارند، به من چه ، تا چيزى نگذشت كه از آن حال شيرين باز آمدم و خود را در آنجا نشسته بودم ، ديدم . (96)
دعاى شكر در هر صبح و شام

خداى متعال نوح پيامبر (عليه السلام ) را در قرآن ستوده است كه : (( انه كان عبدا شكورا ))
جناب ابن بابويه - رحمه الله عليه - در (( من لا يحضر )) از كشاف حقايق امام مجتبى ناطق جعفر بن محمد صادق - عليهما السلام - روايت كرده است كه حفض بن بخترى از آن حضرت نقل كرده است كه نوح نبى - عليه السلام - در هر صبح و مساء ده بار اين دعا را مى خواند از اين رو عبد شكور ناميده شده است :
اللهم انى اشهدك انه ما اصبح و امسى بى من نعمه و عافيه فى دين اءو دنيا فمنك وحدك لا شريك لك ، لك الحمد و لك الشكر بها على حتى ترضى و بعد الرضا
سعى كن اول دل بگويد آنگاه زبان - اى من فداى آنكه دلش با زبان يكى است .
(97)
دستور العمل هاى آيات آخر سوره فرقان

(( اى عباد الرحمن )) ، آخر سوره فرقان از (( عباد الرحمن الذين يمشون على الارض )) تا آخر سوره هر يك دستور العمل كامليست . (98)
خروس در سحر به ذكر مشغول است كم از خروس مباش
از امل (آرزو) - (مقصود آرزوهاى بى پايان دنيوى است ) چشم پوش و در عمل كوش مرد جستجو باش نه گفتگوى . از دريا بخواه نه از جوى . از فضول كلام چون فضول طعام دست بدار. سبكبار باش نه سبكسر و سبكسار، خروس در سحر به ذكر قدوس و سبوح در خروش است كم از خروس مباش ! چون به خروش آمدى بدان كه بهترين عطاى دوست لقاى اوست ، مترصد باش كه :
گدايى گردد از يك جذبه شاهى   به يك لحظه دهد كوهى به كاهى
(99)
سحر وقت مسافرت رهروان

گفته اند كه سحر وقت مسافرت رهروان است و نسيم آن چون دم عيسوى علاج بيماران .
وقت ثمر رسيده يعنى سحر رسيده   بيدار باش بيدار قم ايها المزمل
سحر از دست مده
نكته : از انسان سر برود سحر نرود (100)
آب حيات
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند   و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى   آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
من اگه كامروا بودم و خوشدل چه عجب   مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند
(حافظ)
تاثير خاص شب و ويژگى هاى ثلث آخر شب
قدر شب را بدان كه بزرگ ترين نزول و شريفترين عروج در شب بوده است ، اما نزول - انا انزلناه فى ليله القدر (سوره قدر - آيه (1)). ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم و اما عروج ؛ سبحانه الذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله (سوره اسرى - آيه 1) پيراسته باد خدايى كه در شب بنده اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه اطراف آن را مبارك كرديم سير داد.
در روز مشغله و آمد و شد و اسباب انصراف انسان بسيار است به خلاف شب كه هنگام آرامش قوله سبحانه : انا سنقلى عليك قولا ثقيلا ان ناشئه اليل هى اشد وطئا و اقوم قيلا ان لك فى النهار سبحا طويلا. (مزمل ، آيه 73) لذا اذكار و اوراد و خلوت را در شب تاثيرى خاص است كه در روز نيست . به خصوص در ثلث آخر ليل كه هوا تصفيه شده و با روح بخارى مزاج انسان مسانخ است و بدن هم از خستگى بدر آمده است و انفعالات و تمثلات و مكاشفات زودتر و بهتر و قوى تر روى مى آورند و من الليل فتهجد بى نافله عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا
تهجد (شب بيدارى )

اگر دستور العمل مى خواهى مگر اين آيه را تلاوت نكرده اى ؟
و من الليل فتهجد بى نافله عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا (اسراء / 82)
و مگر نشنيده اى ؟
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند   وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
(حافظ)
و مگر برايت نخوانده ام ؟
در خلوت شبهاى تارت مى توانى   آرى به كف سرچشمه آب بقاء را
(ديوان نگارنده )
خلاصه مرد سحر باش كه :
صمت و جوع و سهر و خلوت و ذكر به دوام   ناتمامان جهان را كند اين پنج تمام
(101)
قم ايها المزمل

شد گاه وصل دلدار، قم ايها المزمل   آمد زمان ديدار، قم ايها المزمل
وقت سفر رسيده ، يعنى سحر رسيده   بيدار باش بيدار، قم ايها المزمل
مستانه گريه سر كن ، غم از دلت بدر كن   هشيار باش هشيار قم ايها المزمل
بزم طرب بپا كن ، ناى و چلپ بپا كن   مى خوان سرود ديدار قم ايها المزمل
در خلوت شبانه ، با دلبر يگانه   نجوى بود سزاوار قم ايها المزمل

[+] نوشته شده توسط مسلمان در دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 13:56 | |
ای خداپــرستان
[+] نوشته شده توسط مسلمان در جمعه 19 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 17:37 | |
دستورات خداوند به مسلمانان :
[+] نوشته شده توسط مسلمان در جمعه 19 اسفند 1390(بازدید ), در ساعت 17:8 | |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم به وبلاگ من خوش آمدید.
آرشيو
تير 1390
ارديبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
مهر 1389
شهريور 1389
مرداد 1389
آمار
روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

مدير سایت :
مسلمان
لينكستان
به وبلاگ تمام شیعیان جهان خوش آمدید.*****
سنگر دفاع از آرمانها
پایگاه شهید سلطانی
واقعیت چیز دیگری ست..
تنها پناه
وبسایت مذهبی به همراه نوحه و شعر های مذهبی
محیی
یا مصور
نوچوان ها و جوان ها بیان تو
وبلاگ ویژه ی متولدین دهه 70
هیئت بیت الاحزان الزهرا
تبیان سبز
سایت من - حتما بیاید تو
پایتخت ورزش

تبادل لینک 
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان 
بهترین وبلاگ مذهبی -امیرحسین   و آدرس http://amirmazhabi.loxblog.com/ لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. متشکرم.





فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

وبلاگ دهی LoxBlog.Com


لينكدوني

عشق
اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
پاسخگویی به سوالات دینی
سایت من
حجاب

آرشيو پيوندهاي روزانه


CopyRight| 2009 , amirmazhabi.LoxBlog.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: LoxBlog.Com